واپسین ورودیها »
بالاخره چند روز پیش فهمیدم که چطوری میشه تحریم اندروید مارکت رو دور زد…جوابش اینه که اول باید یه VPN داشته باشیم که البته فقط با L2TP میشه ازش استفاده کرد چون پورت مربوط به pptp بستهست ولی این تنها کافی نیست چون اندروید مارکت اپراتور و کشور سیم کارت رو هم بررسی میکنه و اگه جزو کشور های ممنوعه باشه نمیشه ازش استفاده کرد..بنابرین باید یه نرمافزار به اسم MarketAccess رو هم نصب کرد تا پین سیمکارت رو تغییر بده و اسم اپراتور رو برای مثال به T-mobile امریکا تغییر بده.
واقعا تعداد نرمافزارهایی که تو اندروید مارکت هست با هیچ مارکت دیگهای قابل مقایسه نیست و اصلا نمیشه بیخیالش شد و از مارکتهای جایگزینش استفاده کرد
این اندروید مارکت دیگه کفرمو درآورده هر کاری که میشد از ویپیان گرفته تا SSH رو تست کردم رو گوشیم ولی جواب نمیده که نمیده.آخرش امروز کفرم دراومد و رفتم تو سایت اندروید مارکت و تو بخش send feedback این مزخرفاتو براشون نوشتم..اصلا نمیدونم چقدر از لحاظ دستوری درسته نوشتههام فقط خواستم یه جوری این عصبانیتو تخلیه کنم.
Hi my problem is that i can’t use android market in my phone i live in iran and i don’t know what’s my sin that you block me and other iranian citizens. you just annoy the Innocent citizens with rules such as this not the government.
plz make me an answer that what can i do? waiting?
فکر میکنم اگه هرکسی که همچین مشکلی داره یه همچین کاری رو انجام بده بالاخره گوگل یه فکری به حال ما بکنه..
سحر ۱۴ مرداد ۹۰
وقتی که یه ترک موسقی عوض میشه یا شبکه وصل میشه یا صدا رو کم و زیاد میکنی این notify-osd واقعا رو اعصابه.. تا دو ساعت اونجا میمونه و هر چه کی زیرش هست رو مخفی میکنه…بالاخره دیروز تصمیم گرفتم یه فکری به حال این مشکل بکنم…رفتم سراغ گوگل یه چندتا کلیدواژه مرتبط با این مشکل مزخرف نوشتم و بالاخره راه حل مشکل رو پیدا کردم…راه حل به این ترتیبه که باید یه بسته موجود در launchpad رو نصب کرد تا این زمان رو از ۱۰ ثانیه به ۳ ثانیه کاهش بده…
sudo add-apt-repository ppa:silverwave/apps-0
sudo apt-get update
sudo apt-get install notify-osd
البته واسه من که فقط موقع تغییر صدا این تغییر رخ داده و واسه عوض شدن ترک موسیقی فرقی نکرده!! ولی باز جای شکرش باقیه
از چند روز قبل عید تا حالا دارم سعی میکنم pyqt رو از رو یه کتاب انگلیسی یاد بگیرم که تا یه جاهایی خیلی روون و ساده بود و راحت میفهمیدم ولی بخش مربوط به gui واقعا اذییت میکنه طوری که واقعا به سرم میزنه بیخیال یادگیریش بشم
برنامه پیشفرض پخش موسیقی محیط گنوم در اوبونتو یعنی ریتمباکس اطلاعات مربوط به هر آهنگ رو بر اساس آدرسش ذخیره میکنه…یعنی اصلا مهم نیست که اسم فلان آهنگ تو library تغییری نکرده…اگه فقط آدرس اون فایل تغییر کنه همه اطلاعات مربوط به اون آهنگ (شامل rating,play count,last played و …) از بین میره….همچنین اگه سیستم عامل از اول نصب بشه هم همین اتفاق میوفته ..برای جلوگیری از این اتفاقات (که واسه من واقعا ناگواره!) میشه به آدرس /home/…/.local/share/rhythmbox رفت و قبل از تغییر سیستم عامل از فایل rhythmdb.xml نسخه پشتیبان تهیه کرد و یا در صورت تغییر جای آلبومهای موسیقی این فایل رو با یه ویرایشگر متنی باز کرد و با استفاده از search & replace آدرس جدید رو با آدرس قبلی جایگزین کرد
Kid3 یه برنامه قدرتمند اپنسورس و همچنین رایگان و آزاد برای ویرایش تگ آلبومهای موسیقیه که میتونه این کارو به صورت دستی یا اتوماتیک (دریافت اطلاعات از اینترنت) انجام بده
برای دریافت اینترنتی اطلاعات کافیه که اسم آلبوم و خواننده رو به برنامه بدین تا برنامه براساس ترتیب قرار گرفتن آهنگها و همچنین زمان هر ترک اطلاعات رو با البوم تطبیق بده.
من که خیلی حال میکنم باهاش
لینک دانلود : (برای توزیعهای مختلف لینوکس و همچنین ویندوز)؛
http://kid3.sourceforge.net/#download
حتى تصور به او نينديشيدن توهمى بيش نيست…اى كاش دلش تنها با من بود تا [.......] …ولى دريغا كه اينگونه نيست…
و چاره اى نيست جز زيستن با اين توهم كه به او نمى انديشم…
هفته اول تموم شد و من همچنان نتونستم راهمو برای برنامه نویسی کیوت با پایتون پیدا کنم…البته یه سرنخ هایی به دست آوردم ولی نه کامل…خیلی دوست داشتم که محیط کدنویسی و طراحی رابط گرافیکی کاربر تو کیوت(Qt) مثل ویژوال بیسیک(که تو دوران طفولیت باهاش کار می کردم!) مشترک باشه ولی گویا اینطوری نیست…فعلا همین قدر فهمیدم که باید با pyQt رابط کاربر رو طراحی کرد و بعد با دستور pyuic فایل رابط گرافیکی که با پسوند ui هستش رو به کد پایتون تبدیل کرد…البته همین اطلاعاتم هم کامل نیس… شاید یه جای کار دارم اشتباه می کنم…در هر صورت خیال دارم گزارش کامل کارامو در این مورد اینجا ثبت کنم و اگه جایی اشتباه کرده باشم تو پست های بعدی مینویسم
در مورد میکرو کنترلر هم فعلا دست به هیچ کاری نزدم ولی دیگه کم کم باید شروع کنم…
اول از همه باید یه پروگرامر جور کنم…فقط نمی دونم خودم درستش کنم یا آمادهش رو بخرم…مشکل آمادهش اینه که با لینوکس سازگاری نداره و من اگرچه خیال دارم برای شروع کار با نرم افزار ویندوزی کار کنم ولی دوست ندارم تا آخر به این محیط وابسته بشم
در هر صورت باید یه کاریش بکنم…تا ببینیم چی پیش میاد
پ.ن:ویندوزم و نرم افزار bascom-avrی که باهاش میخوام کار کنم مشکل لایسنس ندارن ولی دوست ندارم به محیط های غیر آزاد وابسته بشم
- راستی یه تستی هم بین اوبونتو و ویندوز ویستای روی لپ تاپم انجام دادم که واسم جالب بود …
برنامه های کاربردی روی ویندوزم:۲۴ تا
برنامه های کاربردی روی اوبونتوم:۴۴ تا (در هر دو مورد برنامه های خیلی سبک و کم کاربرد رو به حساب نیاوردم که فک می کنم یه ارفاق به ویندوز بود!)
زمان مورد نیاز برای بالا اومدن کامل ویندوز:۱:۲۵ زمان مورد نیاز برای بالا اومدن کامل اوبونتو:۱:۱۰
زمان مورد نیاز برای خاموش شدن ویندوز: حداقل ۲۸ ثانیه زمان مورد نیاز برای خاموش شدن اوبونتو:۹ ثانیه
رم مصرفی ویندوز بدون اجرای هیچ برنامهای: ۶۰۰MB رم مصرفی اوبونتو بدون اجرای هیچ برنامهای: ۲۸۱MB
پ.ن:زمان خاموش شدن ویندوز کاملا متغیره و با کار کردن بیشتر بیشتر میشه ولی تو اوبونتو فرقی نمی کنه
گاهی وقتا فک می کنم که شاید اون موجود ‘خیالی’ که من دنبالش هستم هیچ وقت پیدا نشه…
-خیالی…
ههه
…یعنی واقعا خیالیه؟!؟………………………………………………….نمی دونممممممممممممممممممم
با این استدلال میشه درک کرد که چرا همه جا دارم این اسمو می بینم..!؟
RAS یا سیستم فعال کننده مشبک (Reticular Activating System)
این سیستم تشکیلات تورینه ای است به اندازه یک چهارم سیب در مغز انسان که وظیفه آن پالایش اطلاعات بخصوصی از میان اطلاعاتی است که به ما میرسد. مثلاً اگر شما یک ماشین جاگوار قدیمی بخرید، پس از آن وقتی به خیابان میروید دائماً ماشین هایی از نوع ماشین خود میبینید. گویی جاگوارها در سطح شهر بیشتر شده اند. در صورتی که چنین نیست. تنها سیستم RAS شما ماشین های جاگوار را از میان انبوه ماشین های دیگر برمی گزیند و به رایانه شما وارد میکند. وظیفه RAS نیز همین انتخاب و گزینش اطلاعات است از میان محیط و نتایج عملکردهای شما، با توجه به آنچه شما میخواهید.
پريروز مى خواستم به نمره يكى از درسام كه به طرز مرموزى كمتر از حد مورد انتظارم شده بود اعتراض بدم! خوشبختانه آدرس ايميل استاد اون درسو داشتم بهش ايميل زدم و ازش خواستم كه برگمو دوباره بررسى كنه…از اونجايى كه درس سه واحدى بود نمرش خيلى رو معدلم تاثير ميذاشت چون ميدونستم استاد نمره بده ايه ازش خواستم كه با ارفاق برگمو تصحيح كنه! ارفاقو كه مى نوشتم يه لحظه توى املاش شك كردم…رفتم تو گوگل و عبارت ارفاق نمره رو سرچ كردم…خيلى جالب بود كه اولين نتيجه اى كه آورد مربوط بود به وبسايت آيت الله صانعى كه در مورد ارفاق نمره ازش استفتا شده بود كه چه حكمى داره میشد حدس زد که جوابش چیه با این حال كنجكاو شدم كه متن كاملشو ببينم رفتم تو سايتش در جواب اومده بود كه اگه حقوق ديگران ضايع بشه جايز نيست ولى اگه حقوق ديگران ضايع نشه با رعايت قوانين نميشه گفت كه حرامه…
به نظرم حرف منطقى اومد
براى لحظاتى امتحان ميان ترم يادم اومد كه نصف بچه ها كس ديگه اى رو جاى خودشون فرستاده بودن سر جلسه امتحان و نصفه ديگه هم از رو دست هم مى نوشتن…!
….
برگشتم و متن ايميلمو كامل كردم و سندش كردم
…..
بیستم بهمن ماه ۸۸
الان ساعت ٧ ه و من تو اتوبوسم و دارم ميرم خونه…
بغل دستم يه پيرمرد دوست داشتنى نشسته و هر از گاهى با من صحبت ميكنه…قبل اينكه سوار اتوبوس بشم يه پفك گرفته بودم كه اگه گشنم شد با هله هوله به صورت كاذب خودمو سير كنم!
تا پفكو باز كردم و به پيرمرده تعارف كردم شروع كرد به پند و اندرز كه اينا چيه مى خورى و همش مواد شيمياييه و از اين حرفا!خوب شد حالا سیگار نکشیده بودم کنارش…! مى گفت يه دونه پفكو بكن سر چوب كبريت و بعد بگيرش رو آتيش…اونوقت مثل شمع مى سوزه!كنجكاو شدم حتما امتحان كنم! هیچی دیگه آخرش دیگه روم نشد پفکه رو بخورم
ديگه تقريبا رسيدم
هشتم بهمن ۸۸
چقدر دلم مى خواد براى چند وقتى از همه چى ببرم…از هر چيزى كه يه جور عادت يا وابستگى شده واسم… يا يه جور التزام كاذب و قيد و بند الكى…ولی به قول شاعر همت رستن از این و شوق وصل آن کجاست…
جمعه دوم بهمن ماه ۸۸
فردا بالاخره بعد دو ماه میرم خونه… اصلا فکر نمی کردم که این همه مدت دور از خونه باشم و فکر می کردم که حداکثر بعد یه ماه واسه چند روزی بر گردم خونه و به همین دلیل اصلا لباس گرم با خودم نیاوردم و این روزا که هوا سرد شده دارم یخ می زنم! خونه م که میرم با این همه میان ترمی که پشت سر هم ریخته اگه بخوام گند ترم یکو تکرار نکنم همش باید بشینم خر خونی کنم…البته باید…معلوم نیست پام به خونه که میرسه همین حرفو بزنم …امشب که می خواستم اقتصاد مهندسی بخونم بچه ها جمع شدن اتاقمون ودور هم مافیا زدیم و بی خیال درس شدیم…ولی خب بد نبود… هر دو دورش من مافیا شدم و خلاصه خیلی حال داد قبل بازی به دلایلی خیلی حالم گرفته بود ولی بعدش… بگی نگی بهتر شدم…هر طوریه باید با این مساله که هر از گاهی میره رو اعصابم کنار بیام … نامردی بــــــــــــــــــعضیا ارزش این همه حال گرفتگی رو نداره…هر چند تو این فضای کوچیک مدام eye to eye شدن با ….. بی خیال این حرفا فردا رو عشقه…!
سه شنبه شب. سوم آذر ۸۸
