اندكى صبر سحر نزديك است؟؟!

(برداشت هاى شخصى خودم از وقايع ديدار دانشجويان با موسوى در دانشگاه مازندران – ٥ صبح ١٥ ارديبهشت ٨٨)

ديروز موسوى به دانشگاه مازندران اومد و به تعدادى از سوال هاى نماينده هاى تشكل هاى دانشجويى جواب داد كه شايد جنجالى ترين بخش مربوط به سوال هاى نماينده انجمن اسلامى دانشگاه صنعتى نوشيروانى(دانشكده فنى سابق دانشگاه مازندران) بود!
اين نماينده (محسن برزگر) كه به تازگى حكم يك ترم محروميت از تحصيلش بخشيده شده بيش از ٨ دقيقه حرف زد و سوال هايى در مورد اعدام هاى سال ٦٧ و اصلاح قانون اساسى ديكتاتور پرور! ايران و … مطرح كرد(مث اينكه كلا سرش درد ميكنه واسه محروميت!) كه واقعا من نمى دونم اينا چه ربطى به رييس جمهور ميتونه داشته باشه!
به فرض كه ميرحسين مى گفت با اون اعدام ها موافق نبوده…آيا نتيجه اين حرف چيزى غير از اين مى شد كه مسؤلان نظام و راستى هارو بندازه به جون موسوى؟ نمى دونم بعضيا فكر مى كنن كه ما داريم كجا زندگى مى كنيم؟! اينجا ايرانه و ما بايد تفاوت خودمونو با خيلى از كشوراى دمكرات ديگه درك كنيم اينجا گاهى بايد به خاطر چيز هاى مهم تر چيز هاى كوچيكو فدا كرد… در ضمن به تجربه ثابت شده كه ساختار سياسى ايران انعطاف كافى براى تغيير هاى ناگهانى نداره و تنها راه پيش رو تغيير هاى ملايمه…

در اوايل اين جلسه يه خانوم بسيجى با تلاش فراوان! تونست يه تريبون بگيره كه دانشجو ها اونقدر هو كردن كه طفلك بعد چند دقیقه با گريه جايگاهو ترك كرد…
متاسفانه ما گاهى اوقات واسه چيزايى كه خودمون حقمون ميدونيم (آزادى بيان) ارزشى قائل نميشيم و يا شايد اونو فقط واسه خودمون مى خوايم!

در نهايت من فكر مى كنم الان مهم ترين چيزايى كه ما نياز داريم توسعه اقتصادى و بهبود جايگاه ايران تو روابط بين الملليه و بقيه چيز ها رو هم به هيچ وجه نبايد رها كنيم ولى بايد در سايه اين دو باشه(چيزايى مثل حقوق شهروندى،آزادى هاى مدنى،آزادى مطبوعات و …)
كه به نظر من در هر دو مورد موسوى بهترين گزينه ست چون امتحانشو پس داده ولى در مورد ساير مسائل نميشه نظر قطعى داد ولى فكر مى كنم در هر صورت بهتر از كروبى باشه…
هر چند كه تقريبا مطمئنم رييس جمهور بعدى هم احمدى نژاده ولى باز كورسوى اميدى هست

(اينا رو واسه خودم نوشتم تا بعد ها دوباره بخونمش و ببينم نظرم چقدر تغيير كرده!)


اگه خواستين ميتونين كامنت بذارين
! ؛