Category: .. نوشته


این محتوا با رمز محافظت شده است. برای مشاهده رمز را در پایین وارد کنید:

پاسداری شده: …

این محتوا با رمز محافظت شده است. برای مشاهده رمز را در پایین وارد کنید:

این محتوا با رمز محافظت شده است. برای مشاهده رمز را در پایین وارد کنید:

امشب دلم بدجوری گرفته.خیلی وقت بود که دچار این حالت نشده بودم و امشب  وقتی بعد مدت ها دوباره این طوری شدم تازه یادم افتاد که معمولا هر دو سه هفته یه بار این طوری می زد به سرم و حالت افسردگی مانندی می گرفتم…وجه مشترک این  حالتی که بهم دست میده همیشه این بوده که  نمی دونم چی ناراحتم کرده و از چی دلم گرفته و باید اونقدر تو  دلم کنکاش کنم تا اخرش بفهمم چیه که این طوری ضمیر ناخوداگاهمو مشغول خودش کرده…اگه بتونم پیدا و حلش کنم که هیچ…معمولا دست از  سرم بر میداره تا….یه دو سه هفته ای.ولی اگه نتونم پیداش کنم… اونوقته که تمام جنبه های زندگیمو تحت تاثیر خودش قرار میده و در واقع گند میزنه توی خلق و خو م…

این حالت منو یاد Broken packages تو اوبونتو میندازه که تا fix نشن دهن آدمو سرویس میکنن و نمیذارن چیزی نصب شه..!

ولی در کل تا حدودی این حالتو دوست دارم چون باعث میشه یه خورده به خودم بیام و به کارام فکر کنم و به راهی که رفتم نگاهی بیفکنم!

۳۰ ام شهریور ماه ۸۸

دیروز روز جهانی ازادی نرم افزار بود…واقعیتش اصلا فکر نمی کردم همچین روزی هم وجود داشته باشه…ولی وقتی این روزو تو تقویم دیدم واقعا خوشحال شدم…کاش این روزو تو ایرانم به صورت ملی جشن می گرفتن تا شاید تبلیغی بشه واسه آزادی نرم افزار…هه از حرف خودم خندم گرفت… به قول یکی از دوستان انجمن اوبونتو تو کشوری که از خیلی از ازادی های بنیادی محرومیم صحبت از آزادی نرم افزار مضحک ترین چیز ممکنه…البته حالا شاید اینقدرم صحبت از آزادی نرم افزار بیراه نباشه… اصولا بر عهده گرفتن وظایف سخت تر تمرین خوبی میتونه باشه واسه انجام بهتر وظایف راحت تر …

به امید فراگیر تر شدن جنبش نرم افزار های آزاد و زوال سلطه انحصارطلبانی چون مایکروسافت

سحر گاه ۲۵ شهریور ۸۸

هر سال اين موقع ها يعنى يكى دو ماهِ قبل ماه رمضان بد جورى احساس يكنواختى بهم دست ميده… امسالم احساس مى كنم از اين همه روزمرگى خسته شدم و انگار واقعا يه چيزى مث ماه رمضان نيازه تا منو از اين حال و هوا دور كنه… ولى این دفعه فكر مى كنم که فقط روزمرگى نباشه كه اين قدر حالمو گرفته…شايد هيچ وقت به اندازه اين چند وقته عقايدمو زير پا نذاشتم، هيچ وقت اين قدر از فكر كردن به چیزایی که فکر کردن بهشون  ممکنه به ضررم تموم شه طفره نرفتم و …

امیدوارم این یه ماه واسه ریکاوری کافی باشه 🙂